درباره :
صفحه نخست
تماس با نویسنده
عناوین مطالب وبلاگ
اضافه به علاقمندی ها
صفحه خانگی شود
نویسنده
دسته بندی موضوعی
آرشیو
دی ۸٧
شهریور ۸٧
لینک دوستان
قالب وبلاگ
اخبار ايران
اخبار ict
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
rss 2.0

لوگوی دوستان

برخلاف رسم من مجبور شدم تا جواب این سوال را که به تفصیل که از منابع معتبر جمع آوری کردم را در اینجا بگذارم چون در بخش نظرات تبیان امکانپذیر نبود که امیدوارم مورد توجه و پسند همه قرار بگیر این مطالب برای من که مفید بود امیدوارم برای شما نیز مفید باشد. التماس دعا:
به نام خدا
روایات و احادیث مشابه و نزدیک به مضمون از معصومین:
عن رسول الله صلى الله علیه وآله وکلٍّ من أمیر المؤمنین على بن أبی طالب علیه السلام والإمام زین العابدین علی بن الحسین علیه السلام والإمام أبی جعفر الباقی علیه السلام والإمام أبی عبد الله الصادق علیه السلام.
*حدیثی از امام صادق (ع) است که سلسله راویان آن: عمرو بن الیسع عن شعیب الحداد بعد ما نقل ذکر الصادق (ع)
این گل و گلهای مشابه را می توان در منابع ذیل و منابعی که طی مطالب اشاره شده یافت:
بحار الأنوار، ج 2، ص 183، ح 1.
روضة الواعظین، فتال نیشابورى، ص 211.
شیخ کلینی در کتاب کافی و باب: (فیما جاءَ أنَّ حدیثَهم صعبٌ مستصعبٌ)(38)
شیخ مفید در إرشاده واختصاصه .
شیخ صدوق در توحیده وخصاله وأمالیه وکتابه معانی الأخبار.
و همچنین در کتاب کتاب بصائر الدرجات (ابوجعفر صفار قمی) و رجال الکشى.
همانا ولایت ما سخت ودشوار (( صعب و مستصعب )) است و کسى را یاراى تحمل آن نیست جز فرشته مقرب یا پیامبر مرسل یا بنده اى که خداوند دل او را براى ایمان آزموده باشد، یا شهرى محکم و دربست . پرسش شد: مقصود از چنین شهرى چیست ؟ فرمود: قلب مجتمع (دلى که با پیروى از شک ها و خواهشهاى نفسانى پراکنده نشده است
اگر گلهای مشابه و مرتبط به مضمون و همبوی این گل را بخواهیم در ذیل اختصارا بیاوریم:
)قال رسول الله صلى الله علیه وآله إنَّ حدیثَ آل محمد صعب مستصعب) وعن الأئمَّة علیهم السلام (إنَّ أمرَنا..)(إنَّ حدیثنا...)(إنَّ علم العالم ...)(إنَّ کلامی(…
(عن أبی جعفر علیه السلام قال إنَّ حدیثنا صعبٌ أجردٌ ذکوانٌ وَعِرٌ شریفٌ کریمٌ) (..عن الاصبغ بن نباته عن أمیر المؤمنین علیه السلام قال سمعته یقول إنَّ حدیثنا صعبٌ مستصعبٌ خَشِن مخشوشن)
وفی حدیث أبی جعفر علیه السلام یخاطب جابر بن یزید:
(یا جابر حدیثنا صعب مستصعب أمرد ذکوان وعِر أَجرد)
وأیضاً فی حدیث أبی الجارود عن الإمام الباقر علیه السلام:
(سمعته یقول ان حدیث آل محمد صعب مستصعب ثقیل مقنع اجرد ذکوان ..)
وفی حدیثٍ آخر قال الراوی :
(قلت فسر لى جعلت فداک قال ذکوان ذکیٌ أبداً قلت أجرد قال طریٌ أبَداً قلت مقنَّع قال مستور(
وفی خصوص الکلمة الأخیرة ورد حدیث فی الکافی:
)عن محمد بن یحیى عن احمد بن محمد بن عیسى عن على بن الحکم عن خالد بن نجیح عن أبی عبد الله علیه السلام قال إنَّ أمرَنا مستور مُقَنَّعٌ بالمیثاق فمن هتک علینا أذلَّه الله(
ویمکن تقسیم هذه الصفات إلى قسمین رئیسیین:
ألف: صعبٌ مستصعبٌ وعِر خَشِن مخشوشن. ثقیل.
ب: اجرد ذکوان ذکیٌ قال (طری أبداً
ج: مقنَّع قال مستور .
د: لا یعرفه إلاّ ؟
ومن هو الذِّی یَعرِفُ أمرَهم و یُقرُّ به و یُؤمنُ به ویَعیه ویَصبر علیه ویعمل به ویحتمله ویعقله على حسب الروایات؟؟
الأحادیث فی هذا المجال تؤَّکِّد على أنَّهم ثلاثة وهم:
)مَلَکٌ مقرَّب أو نبیٌ مُرسَلٌ أو عبد مؤمن امتحن الله قلبه للإیمان(
ولکن هناک حدیث أضاف إلى هذه الثلاثة أمراً رابعاً وهو "مدینة حصینة". وفی بعضها "مؤمن ممتحن" وورد فی بعضها "إلاّ من کتب الله فی قلبه الإیمان" ووردت صُوَر أخرى وهی:
)إلا صدور منیرة أو قلوب سلیمة و أخلاق حسنه)(إلا صدور مشرقة وقلوب منیرة وأفئدة سلیمة وأخلاق حسنة)(ولا تعی حدیثَنا إلا صدور أمینة وأحلام رزینة)(لا یعی حدیثنا إلا حصون حصینة أو صدور أمینة أو أحلام رزینة)(لا یعمل به ولا یصبر علیه إلا ممتحن قلبه للإیمان(
وفی حدیث عمرو بن الیسع عن شعیب الحداد بعد ما نقل ذکر الصادق علیه السلام الصفات الثلاثة وأضاف (أو مدینه حصینة) قال عمرو فقلت لشعیب یا أبا الحسن (وأی شئ المدینة الحصینة قال فقال سالت الصادق علیه السلام عنها فقال لی القلب المجتمع(
ونسبوا إلى علی رضی الله عنه أنه قال :
( إن أمرنا صعب مستصعب لا یحمله إلا عبد امتحن الله قلبه للإیمان , ولا یعی حدیثنا إلا صدور أمینة , وأحلام رزینة )
أیضا ( لا یحتمله ملک مقرب , ولا نبی مرسل , ولا مؤمن أمتحن الله قلبه للإیمان ) .
1 انظر نهج البلاغة .(نامه 31)-- نهج البلاغة خطبة، 189
2 الأصول من الکافی ج1 ص 402 .
عن سدیر الصیرفی قال کنت بین یدی أبی عبد الله علیه السلام أعرض علیه مسائل قد أعطانیها أصحابنا إذا خطرت بقلبی مسألة فقلت جعلت فداک مسألة خطرت بقلبی الساعة قال ألیست فی المسائل قلت لا، قال و ما هی قلت قول أمیر المؤمنین إن أمرنا صعب مستصعب لا یعرفه إلا ملک مقرب أو نبی مرسل أو عبد امتحن الله قلبه للإیمان فقال نعم إن من الملائکة مقربین و غیر مقربین و من الأنبیاء مرسلین و غیر مرسلین و من المؤمنین ممتحنین و غیر ممتحنین و إن أمرکم هذا عرض على الملائکة فلم یقر به إلا المقربون و عرض على الأنبیاء فلم یقر به إلا المرسلون و عرض على المؤمنین فلم یقر به إلا الممتحنین. (المصدر\\ بصائر الدرجات للصفار)
أبی جعفر علیه السلام قال إن حدیثنا هذا تشمئز منه قلوب الرجال فمن أقر به فزیدوه و من أنکره فذروه إنه لابد من أن تکون فتنة یسقط فیها کل بطانة و ولیجة حتى یسقط فیها من کان یشق الشعر بشعرتین حتى لا یبقى إلا نحن و شیعتنا. (المصدر\\ بصائر الدرجات للصفار)
عن أبی جعفر علیه السلام قال إن حدیثنا صعب مستصعب أجرد ذکوان وعر شریف کریم فإذا سمعتم منه شیئا و لانت له قلوبکم فاحتملوه و احمدوا الله علیه و إن لم تحتملوه و لم تطیقوه فردوه إلى الإمام العالم من آل محمد ص فإنما الشقی الهالک الذی یقول و الله ما کان هذا ثم قال یا جابر إن الإنکار هو الکفر بالله العظیم. (المصدر\\ بصائر الدرجات للصفار)
قال أبو جعفر علیه السلام قال رسول الله صلى الله علیه وآله: إن حدیث آل محمد صعب مستصعب لا یؤمن به إلا ملک مقرب أو نبی مرسل أو عبد امتحن الله قلبه للإیمان فما ورد علیکم من حدیث آل محمد فلانت له قلوبکم و عرفتموه فاقبلوه و ما اشمأزت منه قلوبکم و أنکرتموه فردوه إلى الله و إلى الرسول و إلى العالم من آل محمد و إنما الهالک أن یحدث أحدکم بشیء منه لا یحتمله فیقول و الله ما کان هذا ثلاثا. (المصدر\\ بصائر الدرجات للصفار)
و در تفسیری از تفاسیر قرآنی داریم:
سنّت قطعیْ فراوان نیست؛ زیرا مهمترین حلقه ارتباطی امّت با سنّت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) اهلبیت عصمت و طهارت (علیهمالسلام) بودهاند که متأسفانه مهجور و محجور شدند؛
صعوبت فهم سنّت
گرچه یکی از بهترین و لازمترین راههای شناخت قرآنْ تفسیر آن به سنّت معصومین (علیهمالسلام) است، لیکن باید توجه داشت که فهم سنّت نیز همانند فهم قرآن کاری است بس دشوار؛ زیرا معارف اهلبیت عصمت و طهارت (علیهمالسلام) همتای مطالب قرآن کریم، قول ثقیل است و ادراک قول وزین صعب است؛
افزون بر دلیل مزبور، سند دیگر صعوبت فهم سنّت، سخن حضرت امام صادق (علیهالسلام) است که میفرماید: حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در همه مدت عمر شریفش با بندگان خدا، به مقدار فهم نهایی و اندیشه نهانی و عمق شهود و ژرفای دانش خود سخن نگفت: "ما کَلَّم رسول الله العبادَ بکُنْهِ عَقْلِه قطّ"
7 ـ آنچه درباره صعوبت و استصعاب امر اهلبیت (علیهمالسلام) رسیده است، ناظر به موارد متنوع و گوناگون است که برخی از آنها به ولایت تکوینی و علم غیب آنان مربوط است که ادراک آن به طوری که منزه از غلوّ و مبرّای از تفویض باطل باشد صعب است و بعضی از آنها به خلافت سیاسی و رهبری امّت اسلامی باز میگردد؛ که تحمّل آن برای دنیازدگانِ مُتَقمِّص به کسوت غاصبانه خلافتِ تَیْم و عَدِی یا دلباختگان به طعام اَدْسَم اموی یا دلهره دارندگان و جَبانان از سیفِ مسموم ناکثان و قاسطان و مارقان مُسْتَصْعَب است.
برخی از آنها نیز به معرفت ملکوت و برتر از آن بر میگردد که سمت و سوی آن فراتر از "بُعْدُ الهِمَم" وعُمْق و ژرفای آن فروتر از "غَوْصُ الفِطَن" است، که نه با سرمایه علم حصولیِ حکیمان و متکلمانِ متعارف پرواز به آن مرتبه میسور است و نه با دستمایه علم حضوری عارفان و شاهدانِ مَشْهُودْ، غواصّی به عمق آن میسّر.
عناوینِ مأخوذ در لسان احادیثِ صعوبت و استصعاب متعدد است؛ مانند: "امر"، "علم" و "حدیث". کسانی که تحمّل حمل عطایای آن ذوات نوری را دارند، از فوز و فیض مطایای ویژه الهی متنعّمند و آنانْ "مَلَک مقرّب"، "نَبیّ مُرْسَل" و "عَبْدِ مُمْتَحن به تقوای خدا" هستند. از این رو در تعریف علم حدیث، لازم است قیدِ "به قدر طاقت بشری" مأخوذ گردد؛
8 ـ سرّ دشواری ادراک صحیح سنّت معصومین (علیهمالسلام) همانند راز سختی ادراک درست قرآن کریم دو چیز است: یکی ثَقِیل و وزین بودن کلام که مستلزم صعوبت تحمّل فکری آن است، به ویژه آن که متکلم یعنی خداوند خود قرآن را ثقیلْ وصف کند: "إنّا سنلقی علیک قولا ً ثقیلا ً" (10) و اهلبیت عصمت (علیهمالسلام) گفتار خویش را سَخْت و صعب معرفی کنند؛ چنانکه حضرت امیرالمؤمنین (علیهالسلام) میفرماید: "إنّ أمْرَنا صَعْبٌ مُسْتَصْعَبٌ لا یحمله إلاّ عبد مؤمن امتحن الله قلبه للإیمان"(11)؛ همچنین پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: "إنّ حدیث آل محمد صعب مستصعب"(12) و دیگری آن است که متکلم در کلام خویش متجلّی است؛ چنانکه حضرت علی (علیهالسلام) درباره قرآن فرمود: "فتجلّی لَهمْ سبحانه فى کتابه من غیر أن یکونوا رأوه"(13)، و همین معنا درباره تجلی نبوّت، رسالت، ولایت و امامت در احادیث ویژه آنان نیز صادق است.
چون هر متکلمی در زیر زبان خود نهفته است: "المرء مَخْبوءٌ تَحْتَ لِسانه"(14) و خداوند و خلفای حقیقی او نیز در کلام خاص خود تجلّی دارند و چون هاضمه فرهنگ محاوره و دستگاه مفاهمه و آینه ادبیات بشری توان تحمّل تجلّی متکلم آسمانی و ارائه ملکوت آن را ندارد، برای مخاطبان بسیار دشوار است که با کورهراه علوم گسترده ادبی و باریکراه قوانین معانی و بیان و بدیع و تنگنای واژگان انسانی پی به مقصود متکلم فرا طبیعی ببرند و آن متکلم را از راه مشاهده تجلّیگاه او به خوبی بشناسند، یا بر مقصود نهایی و نهانی او به طور عمیق واقف گردند.
9 ـ راز صعوبت دانش ناب نسبت به سنّت معصومین (علیهمالسلام) همواره یکسان نیست؛ زیرا برای محققانِ مطاع و متبوع وقتی صعب میشود که ستاره برهان یا خورشید شهود آنان افول کند؛ خواه دولت درخشان آنها مستأجل باشد یا مستعجل. اگر فروغ درونی برهانپرور یا برق لامع نهانی عرفانپرور آنان سهمی از دوام داشته باشد، دولت کریمه اندیشه حصولی یا شهود حضوری آنان بهرهای از استئجال داشته، جزو فیضهای ماندگار است و اگر همانندِ "بَرْق خاطِفْ" برای خائض در تیرگیها باشد، محکوم به استعجال خواهد بود: "لیس فى البرق الخاطف مستمتعٌ لمن یخوض فى الظلمة".(15)
10 ـ سوره مزّمل، آیه 5.
11 ـ نهج البلاغه، خطبه 189، بند 4.
12 ـ اصول کافی، ج 1، ص 401.
13 ـ نهجالبلاغه، خطبه 147، بند 2.
14 ـ همان، حکمت 148.
15 ـ بحار، ج 74، ص 286.
و همچنین در شرح حدیث : مرحوم مجلسى در شرح این بیان فرموده است: مدینه حصینه آن است که اوهام باطله و شبهات مضلّه وارد بر آن نشود ، و به جهت شکوک و اهواء خارجه متفرق و پریشاننگردد .
وایضاً در کتاب« معانى الاخبار »مرویست که : حضرت صادق علیه السلام فرمود به ابراهیم کرخى : « یک حدیث بدانى بهتر است ؛ از آنکه هزار حدیث بخوانى و روایت کنى ، و نیست کسى از شما فقیه مگر آنکه منفیات احادیث ما را بداند ؛ از آنکه هر کلمه اى از کلمات ما به هفتاد وجه منصرف است » .
بویی که به مشام من رسید با درک اندک خود و دریافتم از مطالب بالا: بوی روح فزا و جان گستر این گل میتواند شیعه را در فکر فرو ببرد که به چه دریای عظیمی از علم و حکمت و حکمیت لدنی خود را بسته اند و از گلستان بی واسطه ی حق تعالی بهره مندند. مسلما درک حقیقت ولایت و علم و وجود ائمه اطهار در راستای درک حقیقت والایی است که همان معبود بی همتاست. عقل و توان هر انسانی در حد توان خود می تواند بهره مند گردد از این حقیقت بی پایان. پس دشواری درک و پذیرش و رسیدن به (امر-ولایت-علم-حدیث یا خبر: که در روایات مختلف آمده) از اینروست که حقیقت معصومین جدای از حقیقت خدای یکتا نیست و امر و علم و سرپرستی آنان بر انسان همان نور خداییست که انسان توان درک اصل آن را ندارد و در حد خود با آن رابطه برقرار میکند. می توان در این گل و این گلستان بوی فضیلت , حقیقت و معنویت نورانی ولایت و امامت ائمه اطهار را استشمام نمود از طرفی می توان گفت : دانش و آگاهى و حکم اهل بیت عصمت و طهارت (سلام الله علیهم اجمعین) بر گرفته از علم و حکم الهى و فراتر و گسترده تر از معارف و حکومت بشرى است و بدین جهت سرشار از حکمت و معرفت است و درک و تحلیل آن براى سایر انسان ها، مشکل و یا غیر ممکن است. کاربر تبیان عمو حامد(تازه ها): حامد خوش بین کمی آباد : hamedkhoshbin
به نام خدا
سلام
مژده! مژده! حا لا مگه چی شده؟! "در شهر چه خبر است؟!!
"
هیچ خبر سلامتی امن و امان. فقط اینکه ما اومدیم ! چیه؟!!.. اونجوری نگا نکن. ما دیگه! من و علی اومدیم با کلی کار و چیز میز (فکر بد نکنیا! از او چیزا نه). خلاصه واستون بگم کاره ما شروع شد بگو خب!
کارم همه چی بلدیم همه کار که به آهنگ ، گرافیک ، نرم افزار و سی دی های چند رسانه ای (چی میگن این خارجیا ؟! آهان! مولتی مدیا) مربوط بشه راست کارمونه.
قراره تا عید با چند تا کار از گرافیک و بازی بگیر تا سی دی مولتی مدیا و آهنگ ، حال بدیم بهتون اساسی! توپ! ایییینه !
شادی و دارم تو چهرت میبینم ذوق زده شدی مگه نه؟! ما اینیم دیگه عنده رفاقت و مرام . سولپریزتون میکنیم.
(حامد خوش بین ---- علی ولی اللهی)
پیش ما بیا خواستی نظر بده نخواستی هیچی زنگ بزن . منتظرتما !
...